Susceptibility weighted Imaging

 

 

همانطور که میدانیم سیگنال دریافتی از کویل در طی پروسه تصویربرداری سیگنال مرکبی است شامل بخش های imaginary &real.
در طی اشکار سازی این دو بخش هرکدام از یک کانال جداگانه پروسس میشوند که با هم یک اختلاف فاز ۹۰درجه دارند که جهت افزایشSNRو حذف نویز و بازسازی magnitude و phase میباشد .

 

برای بازسازی magnitude (modulus):
√(Real2+Imag2)
برای بازسازی phase:
tan-1(Imag/Real)

 

به طور کلی در تصویربرداری های روتین از اطلاعات فاز استفاده نمیکنیم جز در تصویربرداری های انژیوگرافی فاز کنتراست; بررسی های قلبی عروقی و بازسازی های فاز اینورژن ریکاوری و…

 

بنابر این در بسیاری از تصویربرداری ها اطلاعات فاز شامل اطلاعات بسیار خوبی درباره تغییرات موضعی استعداد پذیری مغناطیسی بافت ها است نادیده گرفته میشود.

 

هSWIابزاری جدید و یک سکانس جدید جهت افزایش کنتراست در تصویربرداری MRI است . از تصاویر فاز جهت تعیین خصوصیات فلوی عروق بزرگ و همچنین درسکانس هایIR استفاده می شود . در بیشتر سکانس های MRI از تصاویر magnitude استفاده می کنیم . در بسیاری از تصاویر تشخیصی MRI تنها به خواندن اطلاعات magnitude متکی هستند و اطلاعات فاز نادیده گرفته می شود .

 

این سکانس در سال ۲۰۰۲ توسط Dr. E. Mark Haacke اختراع و مورد استفاده قرار گرفت.

 

ابتدا در مورد مبانی magnetic suscebtibility صحبت میکنم که در واقع اساس تصویربرداری SWIاست.

 

همه مواد موجود در طبیعت هنگامی که در یک میدان مغناطیسی قرار میگیرند بنابر پیکربندی الکترونهای مداری اتم خود درجه ای از مغناطیسی شدن را نشان میدهند که به این پاسخ مغناطیسی magnetic suscebtibiltyگفته میشود.

 

امادگی مغناطیسی هر ماده با حرفχ(chi)یونانی نمایش داده میشود که در واقع میزان مغناطیسی شدن را مشخص میکند.

 

M=χH
M:مغناطیس القایی
H:شدت میدان مغناطیسی اصلی

 

 

همانطور که گفته شد مواد طبق پیکربندی الکترونهای خود به سه گروه دیامگنت،پارامگنت و فرومگنت تقسیم میشوند.
۱-مواد دیامگنت :
این مواد هیچ گونه الکترون غیر جفت ندارند و در غیاب میدان خارجی هیچگونه گشتاور مغناطیسی را نشان نمیدهندولی در حضور میدان یک گشتاور مغناطیسی کوچک نشان میدهند که خلاف جهت میدان اصلی است.
در واقع این مواد دارای χ<0هستند .از جمله این مواد میتوان بهاکثر بافت های بدن؛ نقره و مس اشاره کرد.

 

۲-مواد پارامگنت:
این مواد دارای الکترونهای مداری غیر جفت هستند که باعث یک گشتاور کوچک مغناطیسی در غیاب میدان اصلی میشوند البته به دلیل randomبودن این گشتاورها یکدیگر را خنثی میکنند.در حضور میدان اصلی این گشتاورها با هم جمع میشوند و یک خاصیت مغناطیسی نشان میدهند.این مواد دارای χ>0 هستند.از جمله این مواد میتوان به مواد کنتراست گادولینیومی و ترکیبات مختلف خونی مثل دی اوکسی هموگلبین و مت هموگلبین اشاره کرد.
هموسیدرین که یکی از ترکیبات نهاییی در خونریزی ها است دارای χ هزاربرابری نسبت ترکیبات گفته شده است.که جزو دسته سوپر پارامگنتها قرار میگیرد.

 

۳-مواد فرو مغناطیس :
موادی هستند که به شدت جذب میدان میشوند و χ انها یک عدد بسیار بزرگ مثبت است. مثل اهن و کبالت و…
اگر ∆χ =۰ باشد. امکان مشاهده همه اشکال آهن در تصویربرداری MRI وجود ندارد.زمانی این اتفاق می افتد که به وسیله عناصر دیگری مثلا اکسیژن شیلد شده باشد.

 

 

 

 

یک پارامتر دیگر وجود دارد که در تصویر سازی SWIنقش دارد.

Geometry effect
مغناطیسی القائی در جسمی که درمیدان مغناطیسی یکنواخت قرار دارد سبب به هم ریختگی میدان یکنواخت اطراف جسم می شود. سهم فضائی این انحراف در میدان مغناطیسی خارجی به عنوان فانکشن هندسی آن جسم است.
انحراف موضعی میدان داخل و خارج یک شی ء مورد نظر است بخاطر اینکه سبب افزایش اختلافات فاز موضعی در تصویربرداری MR می شود. اطلاعات فاز شامل همه میدان های مغناطیسی اعم از ماکروسکوپیک(macroscopic) و میکروسکوپیک(microscopic) است.
ما در سکانس SWIنیاز داریم تا از خصوصیات مغناطیسی بافتها استفاده کنیم به همین منظور باید با خصوصیات مغناطیسی بافت ها اشنا باشیم.

 

این سکانس در سیستم های و برندهای مختلف MRIبا نام های گوناگون شناخته میشود.

Siemens:SWI
GE:SWAN
Philips:SWIp&ven bold swi
Toshiba:FIBB&FSBB

البته اپدیت های زیادی روی این سکانس انجام شده است از جملهmulti echo SWIدر فیلیپس و جی ای و همچنین ESWANکه یک تکنیک SWIمولتی اکو مختص GEاست که برای ونوگرافی black blood هم قابل استفاده است.
در سیستم های جدید توشیا ورژن جدید تر این تکنیک با نام (Flow sensetive black blood (FSBB است که یک تکنیک هیبرید میباشد .
در این تکنیک جدید علاوه بر استفاده خاصیت مغناطیسی بافت ها و عروق از یک گرادیان بای لوب مشابه چیزی که در دیفیوژن استفاده میکنیم نیز استفاده شده که باعث افزایش کنتراست جریان های عروقی با سرعت اهسته میشود.
البته مقدار شدت گرادیانی (b) مورد استفاده بسیار کمتر از سکانسهای دیفیوژنی است.حدود ۱-۴s/mm2 .

 

پالس سکانس مورد استفاده طوری طراحی میشود که به تغییرات کوچک ناشی از ساسبتیبیلیتی در هر وکسل حساس باشد .
برای همین منظور از گرادیان اکو اسپویل شده باTRکوتاه و TEبلند و همچنین FA کوچک استفاده میشود.
ازTEبلند استفاده میکنیم تا بتوانیم دفازینگ را دتکت کنیم.منظور از TEبلند هم منظور رنج بین ۱۵-۴۰است که البته بنابر شدت میدان مورد استفاده باید تغییر داده شود.
برای مثال TEدر دستگاه ۱.۵Tحدود ۳۰تا ۴۰میلی ثانیه.
در دستگاه ۳Tبه دلایل افزایش دفازینگ ناشی از غیریکنواختی های میدان و سریع شدن decay T2 starما در زمان کوتاه تری میتوانیم تغییرات را دتکت کنیم و از TEکوتاه تر استفاده میکنیم.
برای مثال در تسلاهای مختلف میزان TE در جدول زیر ذکر شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اغلب FA را کمی بالاتر انتخاب می کنیم تا CSF را به طور جزئی حذف کنیم و آن را نسبت به WM, GM تاریکتر می سازیم (شبیه به Flair)در تصویر T1 در این حالت ادم روشن به نظر می رسد در حالیکه CSF ساپرس می شود این نکته در بیماران حاوی تومور سبب نمایش ادم اطراف تومور و خونریزی داخل تومور می شود. برعکس انتخاب یک FA کوچک منجر به نمایش تضعیف اسپین می شود و CSF به مقدار کمی نسبت به WM , GM روشن تر می شود تا دوباره کنتراست بدست بیاوریم انتخاب اولیه برای مثال در اسکنر ۱/۵ FA برابر °۲۰ است.

 

 

 

 

حالا میرسیم به مراحل پروسسینگ این سکانس
بعد از اجرای سکانس ما دو سری تصویر خواهیم داشت .

۱:unfiltered phase image
۲:unprocessed original SWI image

که با استفاده از الگوریتمهای ریاضی روی این دو به تصویر نهایی SWIمیرسیم.

 

 

 

 

در اسکنرهای زیمنس در تب داینامیک میتوانیم نوع بازسازی را انتخاب کنیم.

 

Unfiltered phase image

 

 

Unprocessed Original SWI magnitude

 

 

در مرحله اول :

 

در ابتدا از یک فیلتر HP جهت حذف مولفه های فرکانس کم میدان مغناطیسی استفاده می کنیم. این عمل با تقسیم فیلتر low-pass 64* 64 به تصویر فاز original( برای مثال یک تصویری با اندازه ماتریکس ۵۱۲*۵۱۲) یک اثر high – pass filter ایجاد می کند.

 

با این کار ما مولفه های low frequency که مربوط به بکگراند و نویز است را حذف میکنیم.

 

High pass filtering
تست برروی فانتوم

 

H-pass filtered phase image

 

 

H-pass filtered phase image

 

 

اگر از فیلتر کوچکتر استفاده کنیم نمیتوانیم به درستی غیر یکنواختی های بکگراند را حذف کنیم
ولی ایراد استفاده از فیلتر بزرگتر این است که ما یکسری اطلاعات از بافتها و پاتولوژی را هم ممکن است فیلتر کنیم .

 

 

مرحله دوم :

 

اگرچه تصاویر فاز HP-filtered معرف کنتراست Susceptibility هستند اما فاز داخل و خارج بافت که مربوط به تغییرات میدان مغناطیسی است به افتراق Susceptibility بافتها صدمه میزند . بنابراین ماسک فاز طراحی می شود.
ماسک فاز با ساپرس(suppress) کردن پیکسلهای حاوی مقادیر فاز معین سبب افزایش کنتراست در تصویر اصلی magnitude می شود.
باضرب کردن تصویر ماسک فاز در تصویر original magnitude
magnitude SWIایجامی شود .
مقدار ماسک فاز بین صفر تا یک است. هنگامیکه مشخصات فاز نداریم ماسک فاز را برابر بایک قرار می دهیم در غیر اینصورت ماسک فازی طراحی می شود که شدت سیگنال نواحی دارای مقادیر فاز مشخص را حذف می کند

 

 

 

A, Unprocessed original SWI magnitude image.
B, HP-filtered phase image.
C,Processed SWI magnitude image (ie, after phase-mask multiplication).

 

 

 

 

 

 

 

Processed SWI magnitude image (after phasse mask)

 

 

مرحله سوم
بازسازی minIP

 

 

(MINIP) A projection image, which is obtained from a 3D data set by selecting the minimum intensity along lines or rays that cut through the 3D image volume

 

 

در این مرحله با استفاده تصاویرSWI filtered وارد فضای بازسازی میشویم و با استفاده از تکنیک minIP با تیکنس حدودا بین ۸-۱۶میلی متر بازسازی اگزیال انجام میدهیم.

 

 

با از استفاده از این تکنیک ما سیگنال بافت بکگراند مغز را کاهش میدهیم و تنها سیگنال ساختارهای با شدت سیگنال کم را در تصویر خواهیم داشت.

 

 

minIP SWI image showing medusa head sign(DVA)

 

 

بعد از این مراحل باید به کاربردهای این تکنیک بپردازیم:

 

ابتدا در مورد در تصاویر فاز.از تصاویر فاز در بیماریهای نورودجنراتیو ؛تومورهای مغزی کلسیفیه شده،نمایش خونریزی های کوچک در بیماران دمانس ؛اندازه گیری ساچوریشن اکسیژن در وریدهای بزرگ مغزی
و اندازه گیری رسوب اهن و ولسیم در هسته های قاعده ای مغزی استفاده میشود
در تومورهای خوش خیم معمولاتومورها کلسیفیه میشوند و چون سکانس های روتین تصویربرداری MRIقادر به نمایش دراوردن کلسیم نیستند تصاویر فاز فیلتر شده بسیار کمک کننده خواهد بود .

 

 

Phase image in parkinsons disease

 

Phase image in neurodegenerative disease

 

کاربرد SWI در نمایش رسوب اهن و کلسیم در بیماریهای دژراتیو بزرگسالان مثل پارکینسون و الزایمر تعریف شده است ولی میتواند در اختلالت مشخص کودکان کمک کننده باشد .
رسوب کلسیم در چندین بیماری نورومتابولیک ژنتیکی مثل بیماری فار (Fahr disease) دیده می شود.

 

 

 

 

به نظر میرسد رسوب کلسیم به دلیل اختلال در متابولیسم کلسیم نورونی(neuronal calcium metabolis) در ارتباط با انتقال ناقص اهن و رادیکل های ازاد که باعث اسیب بافتی و کسیفیکاسیون دیستروفیک (dystrophic calcification) می شود باشد
کلسیفیکاسیون عموما در مناطق پالیدال (pallidal) رخ میدهد ولی ممکن است مخچه و ماده ی سفید نیمکره ها رادرگیر کند
قبلا CT اسکن اختصاصیت تشخیصی بهتری برای کلسیفیکاسیون ها داشت ولی SWI در مراحل اولیه حساس تر است .

 

 

کلسیفیکاسیون در هسته های قاعده ای

 

 

An oligodendroglioma in the right frontoinsular region. A, CT scan shows patchy calcification inside the tumor. B, SWI magnitude image shows

 

 

در یک سیستمright – hand در تصویر فاز وریدها تاریک به نظر می رسد بخاطر اینکه دی اکسی هموگلوبین نسبت به بافت اطرافش پارامنیتیک است و کلسیم روشن به نظر میرسد به خاطر اینکه کلسیم نسبت به بافت مغز دیامنیتیک است. در تصاویر فاز در نواحی حد فاصل هوا – بافت و اطراف سینوس ها سایه های تاریک وجود دارد که مبین آرتیفکت هستند . متدهای جدید این مشکل را کمتر دارند. تفسیر نواحی موضعی تاریک در تصاویر فاز برای بیماران MS اهمیت دارد به خاطر اینکه آهن با ضایعات WM , GM مرتبط است. ضایعات حاوی آهن اغلب با ضایعات MS مرتبطند که این ضایعات در تصاویر Flair , T2 دیده می شوند اما بعضی از زمانها آنها دیده نمی شوند و احتمالا وابسته به مرحله و نوع ضایعه دارد.

 

 

 

نحوه تشخیص و افتراق هموسیدرین و کلسیفیکاسیون در تصاویر فاز :
ابتدا باید با دو واژه Right handed &LT handed اشنا باشیم.
این دو اشاره به نوع سیستم گرادیانی و جهت اعمال گرادیانهای z,x,y دستگاه MRIدارند.
سیستمهای GE & philips از نوع RT handed و سیستمهای زیمنس از نوع LT handed هستند.

 

 

در هرکدام از این سیستمها نحوه سیگنالی که به تغییرات فاز داده میشود متفاوت است.
در LT handed به مقادیر فاز مثبت حاصل از مواد دیامگنت(کلسیم) سیگنال ۰ نسبت داده میشود و بیشترین مقدار سیگنال به فاز منفی حاصل از مواد پارامگنت(هموسیدرین) نسبت داده میشود.

 

به طور مثال در سیستم زیمنس در تصاویر فاز کلسیفیکاسیون به صورت low signal خواهد بود و محصولات خونی که پارامگنت هستند از جمله هموسیدرین به صورت high signal.

 

 

در تصاویر فاز حاصل در سیستم GE کلسیفیکاسیون در این تصاویر به صورت high signalخواهد بود و محصولات خونی از جمله هموسیدرین به صورت low signal .

 

 

 

در تصاویر بالا که با سیستم siemensتهیه شده است، یک ناحیه هایپواینتس در تصویر مگنیتیود میبینیم که با مقایسه تصویر فاز و این که در تصویر فاز high signal است متوجه میشویم
مربوط به محصولات خونی است و مربوط به کلسیفیکاسیون نیست.

 

این تصویر در سیستمGEتهیه شده ،همانطور که با مقایسه تصویر سی تی و فاز مشاهده میکنید یک تومور کلسیفیه مشخص است.

 

 

 

سندروم استرژ-وبر(Sturge-Weber Syndrome.)
SWI میتواند در ارزیابی بیماران با بدشکلی های عروقی وجراحی شانت وریدی که در سندروم استرژ-وبر (SWS) دیده می شود کمک کننده باشد .
SWS اختلال یک شبکه ی مقاوم ابتدایی است که باعث انژیومای نرم شامه می شود و همراه با از دست رفتن درناژ وریدی کورتیکال نرمال و در نهایت درناژ وریدی ابنرمال در سیستم وریدی عمقی می شود. انژیومای نرم شامه معمولا به راحتی با تصویربرداری با تزریق ماده ی حاجب قابل مشاهده است اگرچه وریدهای عمقی بصورت موردی قابل مشاهده اند.در بیماران تیپیکال SWS “ایسکمی وریدی مزمن باعث همیاتروپی (hemiatrophy) و کلسیفیکاسیون کورتیکال می شود .

 

نمایش افزایش وریدها به دلیل استاتیس وریدی (Venous
Stasis) یا افزایش خروج اکسیژن(Oxygen Extraction)

 

 

 

 

 

 

 

 

ترومبز وریدی:
SWI متواند ترومبورز را با رزولوشن دقت بالاتری نسبت به تصویربرداری کانوشنال نمایش دهد ایستاتیس وریدی باعث بیشتر مشخص شدن (greater prominence) وریدها به دلیل تمرکز داکسی هموگلبین درون عروق می شود.
SWI می تواند وسعت خونریزی پارانشیمال که بعد از ترومبوز رخ میدهد و باعث اینفارکت می شود را نمایش دهد

 

 

Venous thrombosis

 

Venous Trhombosis

 

AVM

 

 

TBI(truamatic brain injury)

این سکانس در این نوع اسیب ها به خوبی میتواند میکروبلدینگ ها و خونریزی هایی که در سی تی اسکن و تصاویر روتین ام ار قابل بررسی نیست را مشخص کند
همچنین درDAIبه دلیل پیامدهای گسترده ان و نقش مهم تشخیص دقیق و سریع خیلی کمک کننده است.

 

 

 

Small hemorrhagic shearing injuries in the left frontal subcortical white matter (arrows) are more are visible on SWI (B). At the lower level, SWI (D) shows additional small hemorrhagic shearing foci (open arrows) in the left frontal white matter, right subinsular region, and left splenium that are only partly visible on T2-weighted images.

 

 

مرگ مغزی (Brain Death)
مشاهده ی ورید های مدولاری عمیق برجسته در چندین مورد در کودکان با ادم شدید مغزی قبل از مرگ مغزی دیده شده است.
علت افزایش قابلیت مشاهده ی (visibility) عروق عمیق نامشخص است ولی می تواند بازتاب ترکیب افزایش خروج اکسیژن، استاتیس وریدی و یا امکان دیلاسیون وریدی ثانویه به علت ازاد شدن موادی مثل ادنوزین (adenosine) بعد از مرگ سلولی باشد.

 

 

 

 

تشخیص نئوپلاسم ها(Delineation of Neoplasms)
SWI میتواند قابلیت مشاهده ی تومورها را افزایش دهد و برای نمایش خونریزی کلسیفیکاسیون و افزایش واسکولاریتی در برخی نئوپلاسمها که بازتاب درجه ی تومور هستند، کمک کننده است.
کلسیفیکاسیون در تومورها ممکن است نشان دهنده ی رشد اهسته تر یا درجه ی پایین تر باشد مشاهده می شود در تومورهای با رشد سریع خونریزی در بستر تومور می تواند باعث بروز علایم بالینی جون سردرد، تشنج یا انسداد پیشرونده شود.
افزایش واسکولاریتی هم چنین نشانگر بالاتر بودن درجه ی تومور است به دلیل اینکه واسکولاریتی جدید بازتاب رشد تومور است گاهی اوقات تشخیص خونریزی از ورید های بدشکل
مشکل است ،اگرچه مطالعات SWI قبل و بعد تزریق می تواند این مساله را حل کند زیرا شدت سیگنال عروق خونی بر خلاف خونریزی بعد از تزریق تغییر نمی کند.
SWI هم چنین کنتراست شبیه FLAIR دارد یعنی در ان CSF ساپرس میشود ولی ادم پارانشیمال روشن باقی می ماند.

 

 

 

 

Increased vascularity in a tumor: This 8-year-old girl presented with headache, nausea, ataxia, and vomiting.
Axial postcontrast T1-weighted image (A) shows patchy irregular enhancement of the lesion. The mass is largely isointense on the T2-weighted image (B), except for a circular dark region (open arrow) that likely reflects an area of hemorrhage.
On SWI (C), the hemorrhage (open arrow) is markedly hypointense due to “blooming” effect. There are also small irregular hypointense areas in the posteromedial tumor, suggestive of increased venous vascularity (arrow). A mildly enlarged subependymal vein (arrowhead) is seen on all MR images. Pathology revealed choroid plexus carcinoma

 

 

شاید تصور بر این باشد که این تکنیک فقط در مغز کاربرد دارد ولی این تصور اشتباهی است ؛بهتر است بگوییم بیشترین کاربرد های این تکنیک در مغز است.
این تکنیک در breast imagingجهت بررسی وجود کلسیفیکاسیون نیز کاربرد مهمی دارد.به خصوص در مورد ductal carcinoma insitu که یک تومور بدخیم ناحیه برست است تشخیص با روشهای متداول مانند داینامیک و دیفیوژن بسیار سخت است.این تومور معمولا با میکروکلسیفیکاسیون همراه است و تکنیک SWI و تصاویر فاز خیلی برای تشخیص این میکروکلسیفیکاسیون ها مناسب است.

 

 

 

 

کاربرد دیگر این تکنیک در ناحیه Bodyاست:
برای مثال در بررسی کبد و بیماری های کبدی است.
کاربردهای این سکانس در کبد بیشتر جهت پایش از نظر میکروسیرتیک ندول ها که حاوی اهن هستند و در تصاویر فاز به خوبی مشخص میشوند، خونریزی های کوچک و درناژهای وریدی و همچنین افتراق pseudocapsule در HCC با حساسیت و ویژگی بالا نسبت به سکانسهای روتین است.

 

 

 

 

 

Swi in spinal cord:
از این تکنیک در ستون فقرات برای تشخیص خونریزی های بسیار کوچک و همچنین مشخص کردن واسکولاریزیشن تومورها استفاده میشود

 

 

 

حال ممکن است سوالی پیش بیایید که ایا امکان استفاده از ماده کنتراست پارامگنت با این سکانس وجود دارد ؟
بله امکانپذیر است میتوان با تزریق کنتراست پارامگنت سیگنال لاس بیشتری ایجاد کرد و کنتراست بیشتری را مشاهده کرد.
به طور مثال در مورد بیماران MSمطالعه ای بر روی تاثیر تزریق کنتراست روی دتکشن وریدهای درناژ کننده پلاک و همچنین میزان فعال بودن پلاک انجام شده است که نشان داده میزان دقت تعیین فاز پلاک میتواند کمک کننده باشد

 

 

 

 

نوع جدید سکانس SWIنیز با عنوان Quantitative susceptibility mapping (QSM) طراحی شده و مورد استفاده قرار گرفته .
این طراحی جدید به تغییراتdipolarهم حساس است و با استفاده از الگوریتمهای ویژه جئومتری افکت ها را نیز کاهش میدهد.
این تکنیک جدید میتواند یک mappدقیق در مورد انباشت اهن و کلسیفیکاسیون و همچنین سچوریشن اکسیژن تهیه کند.

 

 

با استفاده از این طراحی جدید مطالعاتی با استفاده از مواد کنتراست سوپر پارامگنت UPSIO برروی حیوانات ازمایشگاهی نیز صورت گرفته جهت به نمایش دراوردن شریانهای مغزی.

 

 

 

 

 

Pitfalls in susceptibility weighted imaging:
شدت سیگنال عروق در این سکانس براساس blood oxygenationاست.وریدها در مقایسه با شریان ها هایپو اینتسن هستند .خاصیت مغناطیسی داکسی هموگلبین داخل عروق و تغییر فازی که ایجاد میکند باعث میشود که سیگنال لاس اتفاق بیوفتد بنابریان نواحی از مغز که دچار کاهش خون اکسیژن دار شده اند و میزان محصولات داکسی هموگلبین و … در انجا افزایش یافته است ما این نواحی را هایپواینتنس میبینیم.
در بیماران اینتوبه شده و به خصوص کودکان اینتوبه شده به دلیل غلظت بالای اکسیژن و کاهش غلظت کربن دی اکسید و طبق خاصیت مغناطیسی اکسی هموگلبین که دیامگنت است .وریدها تقریبا ایزواینتنس میشوند نسبت به بافت مغز و کنتراست ما کاهش میابد.
در مورد کودکان اینتوبه باید به ساچوریشن اکسیژن توجه کرد چون برروی کنتراست تصویر تاثیر مستقیم دارد.

 

 

در این تصاویر تفاوت کنتراست وریدها را به واسه متفاوت بودن میزان اشباع اکسیژن در یک کودک اینتوبه شده مشاهده میکنید👆👆👆

 

چطور می توانیم بین خونریزیهای ریز و هایپوسیگنالیته وریدهای نرمال مغز تفاوت قائل شویم؟ بهترین روش کنترل کردن ادامه عروق در تصویر minip است که اغلب بیش از ۴ مقطع متوالی استفاده می کنیم این عمل شبیه به دیدن شریان ها در تصاویر mip شده MRA است.

 

چالش دیگری که در مورد این سکانس وجود دارد زمان اسکن بالا و همچنین موازنهSNRاست.
برای حل این مشکل میتوان از تکنیکهای پارالل ایمیجینگ؛پارشیال فوریه و پارشیال نکس استفاده کرد که زمان اسکن را به مقدار قابل توجهی کاهش میدهند.

 

نکته دیگر تشخیص صحیح سیگنال هموسیدرین و کلسیم در تصویر فاز است.
اگر ما اطلاع نداشته باشیم که تصویر ما با سیستم rt hand یا lt hand بدست امده میتوانیم با نگاه کردن به یک ورید مشخص در تصویر فاز و مقایسه سیگنال آن با ناحیه یا ضایعه ای که درحال بررسی آن هستیم ماهیت آن را تشخیص دهیم.

با تشکر از توجه اساتید و همکاران گرامی
در حد تایم وگستردگی مطلب امیدوارم توانسته باشم کمکی کرده باشم.
بحث را با چند تصویر به پایان میرسانم.

 

SWI with magnetom Terra 7T

 

 

BRAIN Venography with dconvolution SWIM

 

 

 

منبع: گروه تلگرام Optimizing MRI Sequences

تهیه کننده : جناب آقای شهمایی

One thought on “

  1. با سلام وعرض ادب و احترام :
    تشکر وسپاس از شما استادفرهیخته ,مطالب ارزشمند و پرباری ارائه نمودید که موردنیاز خیلی از مراکز میباشد.تشکر وسپاس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *